تبليغاتX
آوازهای تنهایی - کاش !!!
کاش زمان قابل تنظیم بود و می تونستیم برش گردونیم به آن وقتی که می خوایم ...

بعد یه عمر زندگی عاشق کسی شدم که !!!   خاک بچوک

آخه بگو آدم حسابی یه سر بی درد سر داشتی عاشق شدنت چی بود دوست داشتنت چی بود

که خودتو اینجوری مبتلا کردی !!!

دلم اندازه همه ابرای آسمون گرفته ... آخه این چه کاری بود که من کردم  ......

اونو دوست داشتم خوب باشه اینکه بهش عادت کردم چیه دیگه !!! خودم هم موندم تو کاری که کردم آخه همه به من می گفتن که دلت  از سنگه ... دل خیلی ها رو هم شکوندم   ولی هیچ وقت عاشق کسی نشدم ، کسی رو دوست نداشتم ، خودم بودم و یه عالمه غرور .... ولی یهو کسی دلمو برد  که نباید اینجوری می شد ... قربونت برم خدا جون ، بعد این همه عمر چرا منو اینجوری مبتلا کردی...    مبتلا کردی به عشق کسی که خودش عاشق یه معشوق دیگه س .....  

واقعا راست گفتن که بعد از از هر خنده غمه بعد  هر شادی ماتمه !!!

با اون بود که شادی رو آورد ولی فکر بی اون بودن آرامش رو از روحم می گیره   

یه دل اینجا پرپره می گه وقت رفتنه ،   موند م که چرا دلی رو که این همه مراقبش بودم که اسیر کسی نشه به درد عشق مبتلا نشه  ، خیلی راحت  مبتلا شد ...

امروز  تر زیب ا  ام  ین گ نج  ناه مو عم  ر ا دادم ... خیلی

تف به این زندگی

+ نوشته شده توسط یلدا در بیست و ششم دی 1384 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM