عشق اگر با تو بيايد به پرستاري من
شب هجران نکند قصد دل آزاري من
روزگاري که جنون رونق بازارم بود
تو نبودي که بيايي به خريداري من
برگ پاييزيمو خسته دل ازباد خزان
باغبان نيز نيامد پي دل داري من
اشک گرم و غم عشق آمد و جانا چه کنم
گر به فردا نرسد اين شب بيداري من
عشق اگر با تو بيايد به پرستاري من
قصه عشق شود،قصه بيماري من
منو ديوانگي و مهرو وفا يار شديم
تا تو باشي و منو عشق و وفاداري من
+ نوشته شده توسط یلدا در بیست و پنجم آبان 1384 و ساعت
|

